قیمت سکه و ارز
۱۳۹۲/۰۱/۲۴ - ۱۰:۳۸
گزارش ویژه/

ترکیه؛ هویت شرقی با رؤیا‌‌ی غربی

ترکیه رؤیا‌‌ی غربی شدن خود را هرگز کنار نخواهد گذاشت و اتحادیه‌ی اروپا نیز این رؤیا‌‌ را مطابق با منافع خود می‌‌بیند؛ اما از سوی دیگر پذیرش این کشور در درون خود، بر چالش‌‌های هویتی این اتحادیه می‌‌افزاید.

ترکیه؛ هویت شرقی با رؤیا‌‌ی غربی

 

 ترکیه رؤیا‌‌ی غربی شدن خود را هرگز کنار نخواهد گذاشت و اتحادیه‌ی اروپا نیز این رؤیا‌‌ را مطابق با منافع خود می‌‌بیند؛ اما از سوی دیگر پذیرش این کشور در درون خود، بر چالش‌‌های هویتی این اتحادیه می‌‌افزاید. مسلمان بودن و هویت شرقی ترک‌‌ها مهم‌ترین مانع هویتی در این زمینه است.

 

 
سرویس بین المل «سراج24»: در بخش نخست، رویکردهای اتحادیه‌ی اروپا و ترکیه در برابر هم را بازگو نمودیم. در این بخش، با دیدگاهی هویتی و غیرمادی، امکان‌سنجی عضویت ترکیه در این اتحادیه را بررسی می‌‌نماییم.
 
 
 
موانع غیرمادی اساسی عضویت ترکیه در اتحادیه‌ی اروپا:
 
 
 
الف) اسلامی بودن ترکیه و مسیحی بودن اروپایی‌ها
 
 
 
قانون اساسی ترکیه در سال ۱۹۲۸ عنوان دین رسمی این کشور را حذف نمود و در تجدیدنظرهای بعدی نیز ترکیه همچنان کشوری لائیک و سوسیال‌دمکرات اعلام شد که حقوق بشر را محترم می‌‌شمرد. در ماده‌ی ۲۴ قانون آزادی عقاید، آزادی اعتقادات مذهبی و عمل به آن تصریح شده است؛ لیکن هر گونه استفاده از دین برای اهداف سیاسی ممنوع اعلام شده است. در قانون اساسی ترکیه تصریح شده است که آموزش و تعلیمات دینی باید تحت نظارت و کنترل دولت انجام گیرد. ماهیت غیرمذهبی بودن ترکیه به مفهوم آن است که دین، حق دخالت در امور سیاسی کشور را ندارد؛ لیکن دولت نیازهای مذهبی مردم را تأمین می‌‌کند.
 
 
 
دولت ترکیه معتقد است دین پیونددهنده‌ی اساس جامعه است و باید کنترل شود. بنابراین اصل لائیسم، مهم‌ترین و بنیادی‌‌ترین میراث برجای‌مانده از آتاتورک برای ترکیه است. لائیسم آتاتورکی مدرنیت را به جامعه‌ی ترکیه می‌‌بخشید و در مقابل، ارزش‌‌ها و سنت‌‌های دینی را که به باور آتاتورک مانع پیشرفت ترکیه می‌‌شد از آن‌ها می‌گرفت. در این مسیر، غرب نیز بسیار تمایل داشت که ترکیه به کشوری غربی و سکولاریسم تبدیل شود، زیرا در این صورت تهدیدات از جانب این کشور کاسته می‌‌شد و می‌‌توانست به عنوان کشوری برای تحقق اهداف اروپایی‌‌ها عمل نماید.
 
 
 
اسلامی که حزب عدالت و توسعه ارائه می‌‌‌کند و یا به عبارت بهتر، اسلامی که در ترکیه حاکم است، چیزی شبیه به دمکرات مسیحی‌‌ها در اروپاست که بین مسیحیت و مدرنیته و سیاست آشتی ایجاد کرده‌‌اند. در واقع مدلی این‌چنینی در ترکیه در حال ارائه است؛ دین، مدرنیته و سیاست در کنار هم قرار دارند. در زمینه‌ی اسلام سیاسی نگاه جامعه و سیاسیون ترکیه بر روی متون اسلامی معتدل است. حزب عدالت و توسعه برداشتی از اسلام را ارائه کرده است که پایبند به قواعد بازی سکولارها باشد. اگر رجب طیب اردوغان از سویی از سیاست‌‌های اسرائیل در سرزمین‌‌های اشغالی انتقاد می‌‌کند، از سوی دیگر سعی دارد به روابط دیپلماتیک با این رژیم پایبند بماند و با جدیت بیشتری نقش یک میانجی را در نزاع اسرائیل و فلسطین به عهده بگیرد.
 
 
 
ترکیه با هویتی ترکی که قرن‌ها با اروپاییان پیکار داشته است و همچنین مسلمان بودن این کشور، مقامات اتحادیه را مردد در پذیرش این کشور می‌کند؛ زیرا به دلیل نبود هویت مشترک اروپایی، این مقامات نمی‌توانند امیدوار به هضم ترکیه در درون هویت خود باشند. در مقابل، ترکیه سعی دارد هویت اروپایی ملت خود را برجسته کند.
 
 
 
این نوع نگاه به اسلام در ترکیه در حالی صورت می‌‌گیرد که بسیاری از مسلمانان کشورهای عضو اتحادیه‌ی اروپا، حالت تندروانه و برداشت بنیادگرایانه از اسلام را در خود حفظ نموده‌‌اند و به هویت اسلامی خود بیش از هویت اروپایی پایبندند. شکل‌‌گیری تعریفی بیناذهنی میان ترکیه و اتحادیه‌ی اروپا از اسلام معتدل و میانه‌‌رو، نه تنها باعث رفع و از بین بردن دیدگاهی می‌شود که مسلمان بودن ترکیه را به عنوان مانعی برای ورود این کشور به اتحادیه‌‌ی اروپا می‌‌داند، بلکه به عنوان کاتالیزور و برگ برنده‌‌ای برای عضویت این کشور به حساب می‌‌آید. با این وجود، پس مشکل اصلی اروپایی‌‌ها چیست؟
 
 
 
در میان اروپایی‌‌ها، مسیحی‌‌های تندرو وجود دارند که اسلام را (از هر نوع آن که باشد؛ چه لیبرال و چه بنیادگرا و رادیکال)، قبول ندارند. آن‌ها با ماهیت اسلام مشکل دارند و آن را طرد می‌‌کنند. سیاست‌مداران اتحادیه‌ی اروپا نیز این نگرانی را ابراز می‌‌دارند. آنان جمعیت مسلمان بالای ۷۰میلیونی ترکیه را به عنوان تهدیدی بالقوه تلقی می‌‌کنند. چنین جمعیتی همراه با جمعیت مسلمان سایر کشورهای اروپایی، که نرخ رشد جمعیتی بالایی هم نسبت به مسیحیان دارند، کشورهای اروپایی را در پذیرش ترکیه با تردید روبه‌رو کرده است. این‌چنین جمعیتی همچنین دست بالا را به ترکیه در میان سایر کشورهای اروپایی می‌‌بخشد و ترکیه را در کنار قدرت‌‌هایی چون آلمان، انگلیس و فرانسه قرار می‌‌دهد. بنابراین مسلمان بودن ترکیه مانعی جدی برای عضویت این کشور در «کلوپ مسیحی» به حساب می‌‌آید.
 
 
 
البته رویکرد دیگری نیز در درون اتحادیه‌ی اروپا وجود دارد که معتقد است ترکیه با برداشت مدرنی که از اسلام و حکومت‌داری ارائه می‌‌دهد، می‌‌تواند به عنوان الگویی برای مسلمانان تندرو اروپایی باشد. چنین ترکیه‌‌ای، برای اروپاییان نیز این فرصت را فراهم می‌‌سازد تا با پذیرش این کشور، مفهوم «کلوپ مسیحی» بودن را رفع کنند و چهره‌ی مثبت‌‌تری نزد افکار عمومی جهان اسلام تداعی نمایند. این رویکرد با تمام خوش‌بینی‌هایی که نسبت به عضویت ترکیه ارائه می‌‌دهد، اما رویکرد غالب نیست. بنابراین چنین رویکردی به خودی خود نمی‌‌تواند برای عضویت ترکیه امتیاز به حساب آید و شکاف دینی میان دو بازیگر همچنان به قوت خود باقی است.
 
 
 
ب) هویت ترکی و هویت اروپایی
 
 
 
هویت‏ها و منافع دولت‏ها توسط هنجارها، تعاملات و فرهنگ‏ها ایجاد می‌شود و این «فرآیند» است که موضوع تعامل دولت‏ها را تعیین می‌‌کند. در نظریات غیرمادی روابط بین‌‌الملل بر دیدگاه‏ها، عقاید و تأثیر آن‌ها تأکید ویژه‏ای می‌‌شود؛ یعنی عواملی که الزاماً تأثیرات مادی آن به فوریت قابل مشاهده نیست. طبق این مفروض، باید اذعان داشت که پس از ظهور جمهوری ترکیه، اسلام‌گرایی با مخالفت و تضاد با حکومت بومی طرفدار غرب مبتنی بر ایدئولوژی کمالیسم پیوند خورده است. این ایدئولوژی، هدف خود را ادغام ترکیه در «تمدن معاصر» معرفی کرد. با توسعه‌ی سیستم چندحزبی پس از ۱۹۵۰، نخبگان با تفکرات کمالیستی از یکدیگر جدا شدند و احزاب سیاسی مختلف شکل گرفتند. برای مثال، حزب دمکراتیک که در انتخابات ۱۹۵۰ پیروز شد، از تئوری کمالیسم دفاع کرد. حزب دمکراتیک سعی داشت تا سیاستی را دنبال نماید که بر سه نکته تأکید می‌نماید: ادغام ترکیه با اروپا، مطرح کردن اقتصاد بازار آزاد و توسعه‌ی یک سیستم غیردینی که به حقوق و ارزش‌‌های مذهبی احترام بگذارد.(۱)
 
 
 
کمالیسم هنوز یک قدرت در حیات سیاسی ترکیه محسوب می‌‌شود؛ خاصه در زمینه‌ی تعلیم‌وتربیت، ارتش و نظامیان، احزاب سیاسی سکولار و بوروکراسی دولتی. این امر نشان می‌‌دهد که تمایلات اسلام‌‌خواهانه‌ی مبتنی بر ویژگی‌‌های جهادی و تقسیم‌‌بندی دارالاسلام و دارالکفر در ترکیه محلی از اعراب ندارد. منافع ترکیه اکنون و سابق مبتنی بر اصول و رهیافت‌‌های مصطفی کمال پاشا بوده است و تنها در طی زمان، استراتژی‌‌های دولت‌‌ها با یکدیگر متفاوت بوده است و با ورود به عصر جهانی‌‌ شدن، لزوم درک و بینش جدید از منافع نیز نزد سیاسیون ترک احساس شده است.
 
 
 
سران حزب عدالت و توسعه در حالی به روند عضویت ترکیه در اتحادیه‌ی اروپا شتاب بخشیده‌اند که قبلاً در زمان دولت‌های ائتلافی، از مخالفین سیاست‌های غرب‌محور ترکیه بودند؛ اما اکنون سیاست‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای این حزب در راستای هم‌گرایی با شرایط عضویت در اتحادیه‌ی اروپا قرار گرفته است و با استفاده از تمامی ابزارهای ممکن، به دنبال تحقق آرزوی دیرینه و تاریخی ترکیه هستند.
 
 
 
بر این اساس است که حزب عدالت و توسعه در صدد الگو شدن و ارائه‌ی مدل معتدل و لیبرالی از اسلام است. بنابراین ترکیه و اتحادیه‌ی اروپا در تعامل با یکدیگر، هویت غیرهمسان و متضادی ندارند، بلکه در تعریف منافع امروز خود بیش از گذشته دارای منافع همسویی هستند که برگرفته از هنجارها، تعاملات و فرهنگ‌‌های مشترک است. از این رو، در نظریات فرهنگی و هنجاری روابط بین‌‌الملل، هویت یعنی «کیستی و چیستی» هر بازیگری را هنجارها، ارزش‏ها و ایده‏های نهادینه در محیط آن شکل می‏دهند و پس از شکل‌‌گیری این هویت است که بازیگران می‏توانند منافعشان را تعریف کنند و در عرصه‌ی بین‌‌المللی آن را دنبال نمایند.
 
 
 
در سوی دیگر، یکی از چالش‌‌هایی که اتحادیه‌ی اروپا با آن درگیر است هویت و ملیت واحد است. پیوستن کشورهای شرق اروپا به این اتحادیه به این چالش دامن زده است. در نگاه مقامات اروپا نیز این ترس و دل‌‌نگرانی وجود دارد که ورود ترکیه چالشی هویتی‌‌ـ‌ملیتی جدید بر روی چالش‌‌های سابق بیفزاید. چنین چالشی بی‌تردید بنیان‌‌های هویتی اتحادیه‌ی اروپا را متزلزل‌‌تر از سابق می‌‌کند. ترکیه با هویتی ترکی، که قرن‌‌ها با اروپاییان پیکار داشته است و همچنین مسلمان بودن این کشور، مقامات اتحادیه را مردد در پذیرش این کشور می‌‌کند؛ زیرا به دلیل نبود هویت مشترک اروپایی، این مقامات نمی‌‌توانند امیدوار به هضم ترکیه در درون هویت خود باشند. در مقابل، ترکیه بسیار سعی می‌‌کند که هویت اروپایی ملت خود را برجسته نماید تا از طریق آن، دیدگاه بین‌‌الاذهانی مشترکی، در سطح رسمی، با مقامات و مسئولین اتحادیه‌ی اروپا و در سطح غیررسمی، با ملت‌‌های عضو این اتحادیه به وجود آورد.
 
 
 
ارزیابی تحقق رؤیا‌‌ی ترکیه
 
 
 
ترکیه رؤیا‌‌ی غربی شدن خود را هرگز کنار نخواهد گذاشت و اتحادیه‌ی اروپا نیز این رؤیا‌‌ را مطابق با منافع خود می‌‌بیند؛ اما از سوی دیگر، پذیرش این کشور در درون خود، بر چالش‌‌های هویتی این اتحادیه می‌‌افزاید. مسلمان بودن و هویت شرقی ترک‌‌ها مهم‌ترین مانع هویتی در این زمینه است. باید به حقیقتی آشکار اذعان داشت که حتی عمل کردن ترکیه به معیارهای کپنهاگ و تطبیق خود با آن، از سوی مقامات اتحادیه‌ی اروپا با تردیدهایی همراه است. بسیاری معتقدند سرمنشأ موانعی که برای ورود ترکیه به اتحادیه‌ی اروپا وجود دارد، همین تردیدهاست.
 
 
 
ترکیه برای پاسخ و رفع کلی این تردیدها دست به ابتکارات خاصی زده است. افزایش نقش منطقه‌‌ای، پیشرفت‌‌های اقتصادی، کاهش قدرت نظامیان، گام‌‌های مثبت در به رسمیت شناختن حقوق کردها، تلفیق میان اسلام و لیبرال‌دمکراسی و… بخشی از اقدامات ترکیه در پاسخ به تردیدهای اروپاییان بوده است. اما آیا رفع این تردیدها به اندازه‌ی کافی ثمربخش است؟ پاسخ با توجه مباحث مطرح‌شده کاملاً روشن است؛ مشکل اتحادیه‌ی اروپا با پیوستن ترکیه، هویتی‌‌ـ‌ایدئولوژیک است و تردیدها تنها بهانه‌‌ای برای به تأخیر انداختن خواست ترک‌‌ها یا منصرف کردن آن‌هاست.
 
 
 
ترکیه تا سال‌‌ها قبل در سیاست خارجی خود از تحلیل هم‌گرایی در مقابل اتحادیه‌ی اروپا استفاده می‌‌نمود. هم‌زمان با تحولات و شکل‌‌گیری چالش‌‌ها در اتحادیه‌ی اروپا، از میزان هم‌گرایی اعضای اتحادیه‌ی اروپا کاسته شد و به همان میزان، بر واگرایی اعضا افزوده شد. بنابراین ترکیه با توجه به تحولاتی که در سیاست‌‌های داخلی خود تجربه کرد (ظهور حزب عدالت و توسعه به عنوان اصلی‌‌ترین آن)، اکنون سیاست خارجی ورود به اتحادیه‌ی اروپا را از منظری متفاوت در نظر و عمل دنبال می‌‌کند. در این چارچوب، سران حزب عدالت و توسعه، در حالی به روند عضویت ترکیه در اتحادیه‌ی اروپا شتاب بخشیده‌‌اند که قبلاً در زمان دولت‌‌های ائتلافی از مخالفین سیاست‌‌های غرب‌محور ترکیه بوده‌‌اند و اتحادیه‌ی اروپا را به مثابه‌ی کلوپ مسیحی تلقی می‌‌کردند؛ اما اکنون سیاست‌‌های منطقه‌‌ای و فرامنطقه‌‌ای حزب حاکم عدالت و توسعه، در راستای هم‌گرایی با شرایط عضویت در اتحادیه‌ی اروپا قرار گرفته است و این حزب، با استفاده از تمامی ابزارهای ممکن، به دنبال تحقق آرزوی دیرینه و تاریخی ترکیه بوده‌‌ است؛ تا آنجا که دست به بازنگری ایدئولوژی، دیدگاه‌‌ها و برنامه‌‌های حزبی خود زده‌‌ و اصلاحات سیاسی و اقتصادی قابل توجهی را در راستای عضویت در اتحادیه‌ی اروپا انجام داده‌‌ است. بنابراین باید گفت سران حزب عدالت و توسعه امروز در صدد هستند تا از ویژگی‌‌های بین‌‌الاذهانی میان خود و اتحادیه‌ی اروپا در سیاست خارجی استفاده نمایند تا ضمن حفظ پرستیژ ترکیه، زمینه را برای ورود به اتحادیه‌ی اروپا، با تمایل دوطرفه ایجاد نمایند.
 
 
 
نتیجه‌گیری
 
 
 
عضویت در فرهنگ غربی و امتیازات اقتصادی پیوستن به اتحادیه‌ی اروپا از مهم‌ترین عواملی هستند که ترکیه را برای عضویت در این اتحادیه ترغیب نموده‌اند. سال‌‌ها تلاش ترکیه برای عضویت بر پایه‌ی نگاهی مادی‌محور و مبتنی بر هم‌گرایی ارتباطی استوار بوده است، اما با عضویت کشورهایی که ساختار و شرایط اقتصادی به مراتب ضعیف‌‌تری از ترکیه دارند، این کشور تغییر رویکرد در برابر این اتحادیه را اتخاذ نموده است. این کشور با افزایش نقش منطقه‌‌ای خود و بهبود شرایط اقتصادی، در زمینه‌ی ساختارهای غیرمادی نیز گام‌‌هایی برداشته است. حزب عدالت و توسعه به خوبی از کارت عضویت، هم برای اصلاح ساختار سیاسی و اقتصادی داخلی ترکیه بهره گرفت و هم نقش و جایگاه منطقه‌‌ای و بین‌‌المللی این کشور را ارتقا بخشید. بنابراین تأکید بر ارائه‌ی الگویی از اسلامی که خود را معتدل می‌داند و تلفیق آن با دمکراسی، مقابله‌ی سخت و نرم با تروریسم و بنیادگرایی، میانجی‌‌گری در مسائل مهم منطقه‌ی خاورمیانه، استفاده از ظرفیت‌‌های اقتصادی مناطق پیرامونی و غیره، بخشی از اقدامات ترکیه برای افزایش وزن مادی و غیرمادی خود در زمینه‌ی متقاعد نمودن سران اروپایی برای پذیرش این کشور در اتحادیه است. اما با تمامی این اوصاف، پیوستن ترکیه به اتحادیه‌ی اروپا، تا حدود زیادی بستگی به حل شدن مسائل هویتی و ایدئولوژیک میان دو بازیگر دارد.
 
منبع: برهان
 
 
فاطرنیوز: ترکیه رؤیا‌‌ی غربی شدن خود را هرگز کنار نخواهد گذاشت و اتحادیه‌ی اروپا نیز این رؤیا‌‌ را مطابق با منافع خود می‌‌بیند؛ اما از سوی دیگر پذیرش این کشور در درون خود، بر چالش‌‌های هویتی این اتحادیه می‌‌افزاید. مسلمان بودن و هویت شرقی ترک‌‌ها مهم‌ترین مانع هویتی در این زمینه است.
 
فروردین ۲۳, ۱۳۹۲بدون دیدگاهچاپTwitterFacebook
گروه بین‌الملل فاطرنیوز؛ در بخش نخست، رویکردهای اتحادیه‌ی اروپا و ترکیه در برابر هم را بازگو نمودیم. در این بخش، با دیدگاهی هویتی و غیرمادی، امکان‌سنجی عضویت ترکیه در این اتحادیه را بررسی می‌‌نماییم.
 
 
 
موانع غیرمادی اساسی عضویت ترکیه در اتحادیه‌ی اروپا:
 
 
 
الف) اسلامی بودن ترکیه و مسیحی بودن اروپایی‌ها
 
 
 
قانون اساسی ترکیه در سال ۱۹۲۸ عنوان دین رسمی این کشور را حذف نمود و در تجدیدنظرهای بعدی نیز ترکیه همچنان کشوری لائیک و سوسیال‌دمکرات اعلام شد که حقوق بشر را محترم می‌‌شمرد. در ماده‌ی ۲۴ قانون آزادی عقاید، آزادی اعتقادات مذهبی و عمل به آن تصریح شده است؛ لیکن هر گونه استفاده از دین برای اهداف سیاسی ممنوع اعلام شده است. در قانون اساسی ترکیه تصریح شده است که آموزش و تعلیمات دینی باید تحت نظارت و کنترل دولت انجام گیرد. ماهیت غیرمذهبی بودن ترکیه به مفهوم آن است که دین، حق دخالت در امور سیاسی کشور را ندارد؛ لیکن دولت نیازهای مذهبی مردم را تأمین می‌‌کند.
 
 
 
دولت ترکیه معتقد است دین پیونددهنده‌ی اساس جامعه است و باید کنترل شود. بنابراین اصل لائیسم، مهم‌ترین و بنیادی‌‌ترین میراث برجای‌مانده از آتاتورک برای ترکیه است. لائیسم آتاتورکی مدرنیت را به جامعه‌ی ترکیه می‌‌بخشید و در مقابل، ارزش‌‌ها و سنت‌‌های دینی را که به باور آتاتورک مانع پیشرفت ترکیه می‌‌شد از آن‌ها می‌گرفت. در این مسیر، غرب نیز بسیار تمایل داشت که ترکیه به کشوری غربی و سکولاریسم تبدیل شود، زیرا در این صورت تهدیدات از جانب این کشور کاسته می‌‌شد و می‌‌توانست به عنوان کشوری برای تحقق اهداف اروپایی‌‌ها عمل نماید.
 
 
 
اسلامی که حزب عدالت و توسعه ارائه می‌‌‌کند و یا به عبارت بهتر، اسلامی که در ترکیه حاکم است، چیزی شبیه به دمکرات مسیحی‌‌ها در اروپاست که بین مسیحیت و مدرنیته و سیاست آشتی ایجاد کرده‌‌اند. در واقع مدلی این‌چنینی در ترکیه در حال ارائه است؛ دین، مدرنیته و سیاست در کنار هم قرار دارند. در زمینه‌ی اسلام سیاسی نگاه جامعه و سیاسیون ترکیه بر روی متون اسلامی معتدل است. حزب عدالت و توسعه برداشتی از اسلام را ارائه کرده است که پایبند به قواعد بازی سکولارها باشد. اگر رجب طیب اردوغان از سویی از سیاست‌‌های اسرائیل در سرزمین‌‌های اشغالی انتقاد می‌‌کند، از سوی دیگر سعی دارد به روابط دیپلماتیک با این رژیم پایبند بماند و با جدیت بیشتری نقش یک میانجی را در نزاع اسرائیل و فلسطین به عهده بگیرد.
 
 
 
ترکیه با هویتی ترکی که قرن‌ها با اروپاییان پیکار داشته است و همچنین مسلمان بودن این کشور، مقامات اتحادیه را مردد در پذیرش این کشور می‌کند؛ زیرا به دلیل نبود هویت مشترک اروپایی، این مقامات نمی‌توانند امیدوار به هضم ترکیه در درون هویت خود باشند. در مقابل، ترکیه سعی دارد هویت اروپایی ملت خود را برجسته کند.
 
 
 
این نوع نگاه به اسلام در ترکیه در حالی صورت می‌‌گیرد که بسیاری از مسلمانان کشورهای عضو اتحادیه‌ی اروپا، حالت تندروانه و برداشت بنیادگرایانه از اسلام را در خود حفظ نموده‌‌اند و به هویت اسلامی خود بیش از هویت اروپایی پایبندند. شکل‌‌گیری تعریفی بیناذهنی میان ترکیه و اتحادیه‌ی اروپا از اسلام معتدل و میانه‌‌رو، نه تنها باعث رفع و از بین بردن دیدگاهی می‌شود که مسلمان بودن ترکیه را به عنوان مانعی برای ورود این کشور به اتحادیه‌‌ی اروپا می‌‌داند، بلکه به عنوان کاتالیزور و برگ برنده‌‌ای برای عضویت این کشور به حساب می‌‌آید. با این وجود، پس مشکل اصلی اروپایی‌‌ها چیست؟
 
 
 
در میان اروپایی‌‌ها، مسیحی‌‌های تندرو وجود دارند که اسلام را (از هر نوع آن که باشد؛ چه لیبرال و چه بنیادگرا و رادیکال)، قبول ندارند. آن‌ها با ماهیت اسلام مشکل دارند و آن را طرد می‌‌کنند. سیاست‌مداران اتحادیه‌ی اروپا نیز این نگرانی را ابراز می‌‌دارند. آنان جمعیت مسلمان بالای ۷۰میلیونی ترکیه را به عنوان تهدیدی بالقوه تلقی می‌‌کنند. چنین جمعیتی همراه با جمعیت مسلمان سایر کشورهای اروپایی، که نرخ رشد جمعیتی بالایی هم نسبت به مسیحیان دارند، کشورهای اروپایی را در پذیرش ترکیه با تردید روبه‌رو کرده است. این‌چنین جمعیتی همچنین دست بالا را به ترکیه در میان سایر کشورهای اروپایی می‌‌بخشد و ترکیه را در کنار قدرت‌‌هایی چون آلمان، انگلیس و فرانسه قرار می‌‌دهد. بنابراین مسلمان بودن ترکیه مانعی جدی برای عضویت این کشور در «کلوپ مسیحی» به حساب می‌‌آید.
 
 
 
البته رویکرد دیگری نیز در درون اتحادیه‌ی اروپا وجود دارد که معتقد است ترکیه با برداشت مدرنی که از اسلام و حکومت‌داری ارائه می‌‌دهد، می‌‌تواند به عنوان الگویی برای مسلمانان تندرو اروپایی باشد. چنین ترکیه‌‌ای، برای اروپاییان نیز این فرصت را فراهم می‌‌سازد تا با پذیرش این کشور، مفهوم «کلوپ مسیحی» بودن را رفع کنند و چهره‌ی مثبت‌‌تری نزد افکار عمومی جهان اسلام تداعی نمایند. این رویکرد با تمام خوش‌بینی‌هایی که نسبت به عضویت ترکیه ارائه می‌‌دهد، اما رویکرد غالب نیست. بنابراین چنین رویکردی به خودی خود نمی‌‌تواند برای عضویت ترکیه امتیاز به حساب آید و شکاف دینی میان دو بازیگر همچنان به قوت خود باقی است.
 
 
 
ب) هویت ترکی و هویت اروپایی
 
 
 
هویت‏ها و منافع دولت‏ها توسط هنجارها، تعاملات و فرهنگ‏ها ایجاد می‌شود و این «فرآیند» است که موضوع تعامل دولت‏ها را تعیین می‌‌کند. در نظریات غیرمادی روابط بین‌‌الملل بر دیدگاه‏ها، عقاید و تأثیر آن‌ها تأکید ویژه‏ای می‌‌شود؛ یعنی عواملی که الزاماً تأثیرات مادی آن به فوریت قابل مشاهده نیست. طبق این مفروض، باید اذعان داشت که پس از ظهور جمهوری ترکیه، اسلام‌گرایی با مخالفت و تضاد با حکومت بومی طرفدار غرب مبتنی بر ایدئولوژی کمالیسم پیوند خورده است. این ایدئولوژی، هدف خود را ادغام ترکیه در «تمدن معاصر» معرفی کرد. با توسعه‌ی سیستم چندحزبی پس از ۱۹۵۰، نخبگان با تفکرات کمالیستی از یکدیگر جدا شدند و احزاب سیاسی مختلف شکل گرفتند. برای مثال، حزب دمکراتیک که در انتخابات ۱۹۵۰ پیروز شد، از تئوری کمالیسم دفاع کرد. حزب دمکراتیک سعی داشت تا سیاستی را دنبال نماید که بر سه نکته تأکید می‌نماید: ادغام ترکیه با اروپا، مطرح کردن اقتصاد بازار آزاد و توسعه‌ی یک سیستم غیردینی که به حقوق و ارزش‌‌های مذهبی احترام بگذارد.(۱)
 
 
 
کمالیسم هنوز یک قدرت در حیات سیاسی ترکیه محسوب می‌‌شود؛ خاصه در زمینه‌ی تعلیم‌وتربیت، ارتش و نظامیان، احزاب سیاسی سکولار و بوروکراسی دولتی. این امر نشان می‌‌دهد که تمایلات اسلام‌‌خواهانه‌ی مبتنی بر ویژگی‌‌های جهادی و تقسیم‌‌بندی دارالاسلام و دارالکفر در ترکیه محلی از اعراب ندارد. منافع ترکیه اکنون و سابق مبتنی بر اصول و رهیافت‌‌های مصطفی کمال پاشا بوده است و تنها در طی زمان، استراتژی‌‌های دولت‌‌ها با یکدیگر متفاوت بوده است و با ورود به عصر جهانی‌‌ شدن، لزوم درک و بینش جدید از منافع نیز نزد سیاسیون ترک احساس شده است.
 
 
 
سران حزب عدالت و توسعه در حالی به روند عضویت ترکیه در اتحادیه‌ی اروپا شتاب بخشیده‌اند که قبلاً در زمان دولت‌های ائتلافی، از مخالفین سیاست‌های غرب‌محور ترکیه بودند؛ اما اکنون سیاست‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای این حزب در راستای هم‌گرایی با شرایط عضویت در اتحادیه‌ی اروپا قرار گرفته است و با استفاده از تمامی ابزارهای ممکن، به دنبال تحقق آرزوی دیرینه و تاریخی ترکیه هستند.
 
 
 
بر این اساس است که حزب عدالت و توسعه در صدد الگو شدن و ارائه‌ی مدل معتدل و لیبرالی از اسلام است. بنابراین ترکیه و اتحادیه‌ی اروپا در تعامل با یکدیگر، هویت غیرهمسان و متضادی ندارند، بلکه در تعریف منافع امروز خود بیش از گذشته دارای منافع همسویی هستند که برگرفته از هنجارها، تعاملات و فرهنگ‌‌های مشترک است. از این رو، در نظریات فرهنگی و هنجاری روابط بین‌‌الملل، هویت یعنی «کیستی و چیستی» هر بازیگری را هنجارها، ارزش‏ها و ایده‏های نهادینه در محیط آن شکل می‏دهند و پس از شکل‌‌گیری این هویت است که بازیگران می‏توانند منافعشان را تعریف کنند و در عرصه‌ی بین‌‌المللی آن را دنبال نمایند.
 
 
 
در سوی دیگر، یکی از چالش‌‌هایی که اتحادیه‌ی اروپا با آن درگیر است هویت و ملیت واحد است. پیوستن کشورهای شرق اروپا به این اتحادیه به این چالش دامن زده است. در نگاه مقامات اروپا نیز این ترس و دل‌‌نگرانی وجود دارد که ورود ترکیه چالشی هویتی‌‌ـ‌ملیتی جدید بر روی چالش‌‌های سابق بیفزاید. چنین چالشی بی‌تردید بنیان‌‌های هویتی اتحادیه‌ی اروپا را متزلزل‌‌تر از سابق می‌‌کند. ترکیه با هویتی ترکی، که قرن‌‌ها با اروپاییان پیکار داشته است و همچنین مسلمان بودن این کشور، مقامات اتحادیه را مردد در پذیرش این کشور می‌‌کند؛ زیرا به دلیل نبود هویت مشترک اروپایی، این مقامات نمی‌‌توانند امیدوار به هضم ترکیه در درون هویت خود باشند. در مقابل، ترکیه بسیار سعی می‌‌کند که هویت اروپایی ملت خود را برجسته نماید تا از طریق آن، دیدگاه بین‌‌الاذهانی مشترکی، در سطح رسمی، با مقامات و مسئولین اتحادیه‌ی اروپا و در سطح غیررسمی، با ملت‌‌های عضو این اتحادیه به وجود آورد.
 
 
 
ارزیابی تحقق رؤیا‌‌ی ترکیه
 
 
 
ترکیه رؤیا‌‌ی غربی شدن خود را هرگز کنار نخواهد گذاشت و اتحادیه‌ی اروپا نیز این رؤیا‌‌ را مطابق با منافع خود می‌‌بیند؛ اما از سوی دیگر، پذیرش این کشور در درون خود، بر چالش‌‌های هویتی این اتحادیه می‌‌افزاید. مسلمان بودن و هویت شرقی ترک‌‌ها مهم‌ترین مانع هویتی در این زمینه است. باید به حقیقتی آشکار اذعان داشت که حتی عمل کردن ترکیه به معیارهای کپنهاگ و تطبیق خود با آن، از سوی مقامات اتحادیه‌ی اروپا با تردیدهایی همراه است. بسیاری معتقدند سرمنشأ موانعی که برای ورود ترکیه به اتحادیه‌ی اروپا وجود دارد، همین تردیدهاست.
 
 
 
ترکیه برای پاسخ و رفع کلی این تردیدها دست به ابتکارات خاصی زده است. افزایش نقش منطقه‌‌ای، پیشرفت‌‌های اقتصادی، کاهش قدرت نظامیان، گام‌‌های مثبت در به رسمیت شناختن حقوق کردها، تلفیق میان اسلام و لیبرال‌دمکراسی و… بخشی از اقدامات ترکیه در پاسخ به تردیدهای اروپاییان بوده است. اما آیا رفع این تردیدها به اندازه‌ی کافی ثمربخش است؟ پاسخ با توجه مباحث مطرح‌شده کاملاً روشن است؛ مشکل اتحادیه‌ی اروپا با پیوستن ترکیه، هویتی‌‌ـ‌ایدئولوژیک است و تردیدها تنها بهانه‌‌ای برای به تأخیر انداختن خواست ترک‌‌ها یا منصرف کردن آن‌هاست.
 
 
 
ترکیه تا سال‌‌ها قبل در سیاست خارجی خود از تحلیل هم‌گرایی در مقابل اتحادیه‌ی اروپا استفاده می‌‌نمود. هم‌زمان با تحولات و شکل‌‌گیری چالش‌‌ها در اتحادیه‌ی اروپا، از میزان هم‌گرایی اعضای اتحادیه‌ی اروپا کاسته شد و به همان میزان، بر واگرایی اعضا افزوده شد. بنابراین ترکیه با توجه به تحولاتی که در سیاست‌‌های داخلی خود تجربه کرد (ظهور حزب عدالت و توسعه به عنوان اصلی‌‌ترین آن)، اکنون سیاست خارجی ورود به اتحادیه‌ی اروپا را از منظری متفاوت در نظر و عمل دنبال می‌‌کند. در این چارچوب، سران حزب عدالت و توسعه، در حالی به روند عضویت ترکیه در اتحادیه‌ی اروپا شتاب بخشیده‌‌اند که قبلاً در زمان دولت‌‌های ائتلافی از مخالفین سیاست‌‌های غرب‌محور ترکیه بوده‌‌اند و اتحادیه‌ی اروپا را به مثابه‌ی کلوپ مسیحی تلقی می‌‌کردند؛ اما اکنون سیاست‌‌های منطقه‌‌ای و فرامنطقه‌‌ای حزب حاکم عدالت و توسعه، در راستای هم‌گرایی با شرایط عضویت در اتحادیه‌ی اروپا قرار گرفته است و این حزب، با استفاده از تمامی ابزارهای ممکن، به دنبال تحقق آرزوی دیرینه و تاریخی ترکیه بوده‌‌ است؛ تا آنجا که دست به بازنگری ایدئولوژی، دیدگاه‌‌ها و برنامه‌‌های حزبی خود زده‌‌ و اصلاحات سیاسی و اقتصادی قابل توجهی را در راستای عضویت در اتحادیه‌ی اروپا انجام داده‌‌ است. بنابراین باید گفت سران حزب عدالت و توسعه امروز در صدد هستند تا از ویژگی‌‌های بین‌‌الاذهانی میان خود و اتحادیه‌ی اروپا در سیاست خارجی استفاده نمایند تا ضمن حفظ پرستیژ ترکیه، زمینه را برای ورود به اتحادیه‌ی اروپا، با تمایل دوطرفه ایجاد نمایند.
 
 
 
نتیجه‌گیری
 
 
 
عضویت در فرهنگ غربی و امتیازات اقتصادی پیوستن به اتحادیه‌ی اروپا از مهم‌ترین عواملی هستند که ترکیه را برای عضویت در این اتحادیه ترغیب نموده‌اند. سال‌‌ها تلاش ترکیه برای عضویت بر پایه‌ی نگاهی مادی‌محور و مبتنی بر هم‌گرایی ارتباطی استوار بوده است، اما با عضویت کشورهایی که ساختار و شرایط اقتصادی به مراتب ضعیف‌‌تری از ترکیه دارند، این کشور تغییر رویکرد در برابر این اتحادیه را اتخاذ نموده است. این کشور با افزایش نقش منطقه‌‌ای خود و بهبود شرایط اقتصادی، در زمینه‌ی ساختارهای غیرمادی نیز گام‌‌هایی برداشته است. حزب عدالت و توسعه به خوبی از کارت عضویت، هم برای اصلاح ساختار سیاسی و اقتصادی داخلی ترکیه بهره گرفت و هم نقش و جایگاه منطقه‌‌ای و بین‌‌المللی این کشور را ارتقا بخشید. بنابراین تأکید بر ارائه‌ی الگویی از اسلامی که خود را معتدل می‌داند و تلفیق آن با دمکراسی، مقابله‌ی سخت و نرم با تروریسم و بنیادگرایی، میانجی‌‌گری در مسائل مهم منطقه‌ی خاورمیانه، استفاده از ظرفیت‌‌های اقتصادی مناطق پیرامونی و غیره، بخشی از اقدامات ترکیه برای افزایش وزن مادی و غیرمادی خود در زمینه‌ی متقاعد نمودن سران اروپایی برای پذیرش این کشور در اتحادیه است. اما با تمامی این اوصاف، پیوستن ترکیه به اتحادیه‌ی اروپا، تا حدود زیادی بستگی به حل شدن مسائل هویتی و ایدئولوژیک میان دو بازیگر دارد.
 
منبع: برهان
 
 

 

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۰
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••